عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
822
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
طهران در روز شنبه ، هفتم شعبان المعظم 1323 ، مظفر الدين شاه با همراهانش از فرنگ از راه انزلى ، به باغ شاه - معروف به باغ اسبدوانى - يك ساعت به ظهر مانده آمد . جلو خان باغ را حاجب الدوله به جهت اينكه باغ دست او است بسته است « 1 » و در آنجا چادرهاى مخصوص متعدده برپا بود از براى سفراى خارجه و وزرا و امراى داخله . سرباز و قزاق و سوار در خيابان باغ به صف بود . روز ورود شاه ، موزيك نواختند . شاه در كالسكه هشت اسبه نشسته بود ، همراهانش سواره در عقبش و لباس سفرى دربر داشت ، لكن بعضى جواهرات زده بود و به كلاهش نيز تل جواهر داشت . از كالسكه در جلو خان باغ پياده شد . وليعهد درب باغ با وزرا ايستاده بود و در طرف ديگر سفراى خارجه و ساير طبقات هركدام كه پيشباز نرفته بودند نيز حضور داشتند . در هنگام ورود ، اول دفعه از وليعهد احوالپرسى كرد ، پس از آن با سفير كبير و وزراى مختار چند كلمه صحبت كرد . آنگاه وارد باغ شاه شد كه چادر مخصوص براى شاه زده بودند رفت و تمام طبقات به حضورش رفتند و سفرا نيز به خدمتش آمده ، با همه مهربانى كرد . لكن با ساير نوكر باب عراقى حرفى نزد فقط از ساعد الدوله سردار و پسرش نصر السلطنه « 2 » تمجيد كرد . وليعهد نيز از خدمت و مواظبت سعيد السلطنه گفت . شاه به وليعهد گفت : چون شما راضى هستى من هم از او راضى مىباشم . پس از آن ناهار خورد و بعد از ناهار تقريبا در چهار ساعت به غروب مانده سوار كالسكه شده و تمام طبقات نوكر هم در عقب او سوار اسب و سوار كالسكه بودند . وليعهد و صدر اعظم نيز سوار اسب شدند و در ركاب او بودند و به طرف شهر روانه شدند . از دو طرف « 3 » خيابان اميريه تا درب اندرون شاه سرباز و سوار و قزاق و شاگردان مدارس ملى به صف ايستادند و اطراف خيابانها و بامها زن و مرد دار الخلافه براى تماشا جمع شده بودند و خيابان اميريه را سعيد السلطنه وزير نظميه ، طاقهاى نصرت خوب زده بود و هركس كه در آن خيابان خانه داشت ، جلو خانهء خود را
--> ( 1 ) . بسته است ، يعنى آذين بسته . ( 2 ) . يعنى حبيب الله خان تنكابنى ساعد الدوله و پسرش محمد ولى خان نصر السلطنه ( و بعدها سپهسالار تنكابنى ) . ( 3 ) . تصحيح قياسى . متن : صف .